trust به انگلیسی

From Longman Dictionary

trust1 /trʌst/ ●●● S1 W2 noun

اعتقاد قوی به صداقت، خوبی و غیره کسی یا چیزی

سازمان یا گروهی که بر پولی که برای کمک به شخص دیگری استفاده می شود کنترل دارد

ترتیبی که به موجب آن شخصی کنترل قانونی بر پول یا دارایی شما دارد، تا زمانی که به سن کافی برای استفاده از آن یا سرمایه گذاری آن برای شما برسید.

گروهی از شرکت ها که به طور غیرقانونی با یکدیگر همکاری می کنند تا رقابت را کاهش دهند و قیمت ها را کنترل کنند

trust2 ●●● S2W3 verb [transitive]

باور اینکه کسی صادق است یا کاری بد یا اشتباه انجام نمی دهد

مطمئن شوید که چیزی درست یا درست است

مطمئن شوید که چیزی به درستی کار خواهد کرد

Example

Life companies have until the end of 1991 to switch their unit trusts into the underlying shares without tax penalties

To be good leadersmanagers must create a climate of mutual trust and respect

The Fund has been able to assist with new charitable trusts at Thirlestane and Newliston in Lothian

I never trusted him

The managers did not know whom to trust

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام