toss به انگلیسی

From Longman Dictionary

toss1 /tɒs $ tɒːs/ ●●○ verb

to throw something, especially something light, with a quick gentle movement of your hand

پرتاب کردن چیزی، به ویژه چیزی سبک، با یک حرکت آرام سریع دست

حرکت مداوم به روشی خشونت‌آمیز یا غیرقابل کنترل، یا مجبور کردن چیزی به این کار

سکه به هوا پرتاب شود تا با توجه به طرفی که هنگام پایین آمدن رو به بالا است تصمیم گیری شود.

چیزی را به هوا پرتاب کند و بگذارد روی زمین بیفتد

تکه های غذا را در مقدار کمی مایع جابه جا کنید تا با مایع پوشیده شوند

toss2 noun [countable]

عمل پرتاب یک سکه به هوا برای تصمیم گیری در مورد چیزی، به خصوص اینکه چه کسی اولین کاری را در یک بازی انجام می دهد

حرکت ناگهانی سر به سمت عقب، به طوری که موهای شما حرکت می کند و اغلب نشان دهنده عصبانیت است

Example

The fire was started when a passing motorist carelessly tossed a cigarette out of his car

Therefore they are never perfectly at ease and may toss and turn in bed

As I tossed the bag down the ladder well, the warrant stepped back

I don’t give – toss how long he’s had to learn the part or how difficult it’s been

With a toss of her head, she walked out of the room

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام