thick به انگلیسی

From Longman Dictionary

thick1 /θɪk/ ●●● S2 W2 adjective (comparative thicker, superlative thickest)

اگر چیزی ضخیم باشد، بین دو سطح یا طرف مقابل آن فاصله زیاد یا فاصله ای بیشتر از حد معمول وجود دارد

اندازه گیری فاصله خاص بین دو طرف یا سطح مخالف یک چیز

رشد بسیار نزدیک به هم یا داشتن تعداد زیادی برگ

هوا را پر می کند و به سختی دیده می شود یا نفس می کشد

تقریباً جامد، و بنابراین بسیار آهسته جریان دارد، یا اصلاً جریان ندارد

داشتن مو یا خز زیاد

آدم ضخیم احمق است

اگر کسی لهجه غلیظی داشته باشد، نحوه صحبت او به وضوح نشان می دهد که از کدام مکان خاص یا بخشی از کشور آمده است

اگر صدای کسی غلیظ باشد، مثل همیشه به این دلیل که او ناراحت است، واضح یا بلند نیست

حاوی افراد یا چیزهای زیادی است

thick2 adverb

ضخیم بسیاری از معلمان فکر می کنند که این انگلیسی صحیح نیست

Example

The hours before the attack were strangely silent

Police responded to a silent alarm at the bank’s Hope Street branch

The children remained silent and watchful as the police questioned their parents

The reporter sighed, was silent for a bit, and then told me the following story

All that remains of Champa today are its magnificent stone sculpturessilent testimony to an extinct society

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام