stay به انگلیسی

From Longman Dictionary

stay1 /steɪ/ ●●● S1 W1 verb

ماندن در یک مکان به جای ترک

ادامه دادن به موقعیت، مکان یا وضعیت خاص، بدون تغییر

برای مدت کوتاهی به عنوان بازدیدکننده یا مهمان در مکانی زندگی کنید​

stay2 ●●○ S3 noun

زمان محدود زندگی در یک مکان​

توقف یا تأخیر یک عمل به دلیل دستور قاضی​

سیم یا طناب محکمی که برای نگه داشتن دکل کشتی استفاده می شود​

یک تکه پلاستیک یا سیم کوتاه که برای سفت نگه داشتن یقه پیراهن استفاده می شود

Example

I say it’s a trick to persuade him to stay

Are you sure you can’t stay a little longer

He often told Lennie to stay away from Curley and his wife

In psychiatric hospitals, the countywide average stay has plummeted from 22 days five years ago to 13 days now

The four inside stays are now being assembled, two are complete and the other two are well advanced

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام