squash به انگلیسی

From Longman Dictionary

squash1 /skwɒʃ $ skwɑːʃ, skwɒːʃ/ ●●○ verb

فشار دادن چیزی به شکل صاف تر، اغلب شکستن یا آسیب رساندن به آن

برای هل دادن خود یا چیز دیگری به فضایی که خیلی کوچک است

استفاده از قدرت یا اختیار برای متوقف کردن چیزی

برای کنترل یا نادیده گرفتن یک احساس

squash2 ●○○ noun

بازی ای که توسط دو نفر انجام می شود که از راکت برای ضربه زدن به یک توپ لاستیکی کوچک به دیوارهای یک زمین مربع استفاده می کنند

یکی از گروهی از سبزیجات بزرگ با گوشت جامد و پوست سخت مانند کدو تنبل

نوشیدنی ساخته شده از آب میوه، شکر و آب

Example

Squashing a bad girl is like trying to squash a bluebottle

The bag was bundled and squeezedstretched and squashed, between the legs of the stumbling mass

Among edgy garrisons, with military pride an ingredient, something to be squashed immediately

Place on a baking sheet and cover squash lightly with foil

Bake in preheated oven until meat of squash is just cooked through, 45 to 50 minutes

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام