shot به انگلیسی

From Longman Dictionary

shot1 /ʃɒt $ ʃɑːt/ ●●● S2 W2 noun

عمل شلیک اسلحه

صدای شلیک تفنگ

کسی که در تیراندازی خوب، بد و غیره است

توپ‌های فلزی کوچکی که در یک زمان از یک تفنگ ساچمه‌ای شلیک می‌شوند

توپ های فلزی بزرگ که از یک توپ شلیک می شوند

تلاش در ورزش برای پرتاب، لگد زدن یا ضربه زدن به توپ به سمت جایی که می توانید امتیاز بگیرید

یک عکس

نمای چیزی در یک فیلم یا برنامه تلویزیونی که با قرار دادن دوربین در یک موقعیت خاص تولید می شود

تلاش برای انجام کاری یا دستیابی به چیزی، به ویژه چیزی دشوار

سخنی که برای انتقاد یا آزار کسی است

مقدار کمی از یک نوشیدنی الکلی قوی

تزریق یک دارو

یک توپ هوی متال که رقبا سعی می کنند تا جایی که ممکن است در ورزش شوت پرتاب کنند

shot2 adjective [not before noun]

در شرایط بد به دلیل استفاده بیش از حد یا درمان بد

Example

Even if shot to pieces the commanding position of the banqueting hall would still make it defensible

It wasn’t too windy, but windy enough to cause the occasional shot to go astray

With rigid body, I waited for the shots, but none came

Even if shot to pieces the commanding position of the banqueting hall would still make it defensible

His left shoulder, which will be operated on in December, was painful, and his confidence shot to pieces

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام