shock به انگلیسی

From Longman Dictionary

shock1 /ʃɒk $ ʃɑːk/ ●●● S2 W2 noun

اگر چیزی که اتفاق می افتد شوک است، انتظارش را نداشتید و باعث می شود که شما بسیار شگفت زده و معمولا ناراحت شوید.

احساس غافلگیری و ناباوری وقتی اتفاقی بسیار غیرمنتظره می افتد، به خصوص اتفاق بد یا ترسناک

یک وضعیت پزشکی که در آن فردی رنگ پریده به نظر می رسد و قلب و ریه های او به درستی کار نمی کنند، معمولاً پس از یک تجربه ناگهانی بسیار ناخوشایند

تغییر ناگهانی و غیر منتظره ای که وضعیت اقتصادی، شیوه زندگی یا سنت های گروهی از مردم را تهدید می کند – به ویژه در گزارش های خبری استفاده می شود.

لرزش شدید که به عنوان مثال در اثر انفجار یا زلزله ایجاد می شود

shock2 ●●● S2 verb

وادار کردن کسی احساس شگفتی و ناراحتی کند و نتواند آنچه اتفاق افتاده را باور کند

با صحبت کردن یا رفتار غیراخلاقی یا از نظر اجتماعی غیرقابل قبول، به کسی احساس آزار رساندن

shock3 adjective

بسیار شگفت آور – به ویژه در گزارش های خبری استفاده می شود

Example

If the FBI thought they could outwit him, they were in for a shock

Peterborough weathered the storm and could have taken a shock lead after 31 minutes

He also hurled other shocking words at the First Lady

What really shocked me was that no-one seemed to care about all the beggars

Then came Costin’s shock confession after he had been named in the Raiders‘ side to play the following weekend

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام