separate به انگلیسی

From Longman Dictionary

sep‧a‧rate1 /ˈsepərət/ ●●● S2 W2 adjective

متفاوت است

به چیز دیگری مرتبط نیست یا تحت تأثیر چیز دیگری نیست

به چیز دیگری نپیوسته یا لمس نمی کند

sep‧a‧rate2 /ˈsepəreɪt/ ●●● S2 W2 verb

اگر چیزی دو مکان یا دو چیز را از هم جدا کند، بین آنهاست تا به همدیگر برخورد نکنند

تقسیم کردن یا تقسیم کردن به قسمت های مختلف، یا کاری برای انجام این کار

اگر دو نفر که ازدواج کرده اند یا با هم زندگی می کنند جدا از هم زندگی می کنند

تشخیص اینکه یک چیز یا ایده با چیز دیگر متفاوت است

اگر مردم از هم جدا شوند، یا اگر کسی یا چیزی آنها را از هم جدا کند، از هم دور می شوند

کیفیت یا واقعیتی باشد که کسی یا چیزی را از افراد یا چیزهای دیگر متفاوت می کند

اگر مقداری دو چیز را از هم جدا کند، یک چیز در آن مقدار از دیگری بهتر یا قدیمی تر است

Example

I never wanted to be separated from him again

The role of the consultation partner is separate from that of the pre-issuance review partner

The reactive tannins precipitate with the protein, and the improved wine can then be separated from the sediment

Linda and George have only been married for a year and they’re already thinking of separating

Items in the list should be separated by commas

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام