Return به انگلیسی

From Longman Dictionary

re‧turn1 /rɪˈtɜːn $ -ɜːrn/ ●●● S2 W1 verb

رفتن یا برگشتن به جایی که قبلا بودی

پس دادن یا فرستادن چیزی یا بازگرداندن چیزی به جای آن

اگر یک احساس، موقعیت و غیره برگردد، شروع به وجود می کند یا دوباره اتفاق می افتد

کاری با کسی انجام دهی چون او هم با تو همین کار را کرده است

برای جواب دادن به کسی

در بازی هایی مانند تنیس، توپ را به حریف برگردانید

برای انتخاب فردی برای یک پست سیاسی، به ویژه به نمایندگی از شما در مجلس

برای کسب سود

return2 ●●● S2 W2 noun

عمل بازگشت از جایی، یا بازگشت شما به یک مکان

عمل دادن، گذاشتن یا پس فرستادن چیزی

بازگشت به حالت یا موقعیت قبلی

زمانی که شخصی پس از توقف فعالیت خود را دوباره شروع می کند

مقدار سودی که از چیزی به دست می آورید

کلیدی که در پایان یک دستورالعمل یا برای انتقال به خط جدید روی رایانه فشار می دهید

بلیط برای سفر از یک مکان به مکان دیگر و بازگشت دوباره

هنگامی که یک احساس، موقعیت و غیره شروع به وجود می کند یا دوباره اتفاق می افتد

بیانیه ای که در پاسخ به سوالات رسمی اطلاعات کتبی ارائه می کند

رای در یک انتخابات

return3 adjective [only before noun]

استفاده شده یا هزینه سفر از یک مکان به مکان دیگر و بازگشت دوباره

Example

It was a bright, hot day when she returned

Most people get fairly low returns from their personal investments

After her return, she had spent the first week weepingconscious of her father’s tight-lipped disappointment and indignant fury

The return movement begins in October, but substantial numbers are not often present before November

Apart from noting the return addresses on the envelope, those who stayed didn’t think much about the world outside

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام