put out به انگلیسی

From Longman Dictionary

put out phrasal verb

برای ایجاد آتش سوزی و غیره از سوختن

تا با فشار دادن یا چرخاندن یک دکمه یا سوئیچ، چراغ کار را متوقف کند

قرار دادن اشیا در جایی که مردم بتوانند آنها را پیدا کنند و استفاده کنند

برای احساس ناراحتی یا توهین

ایجاد کار اضافی یا ایجاد مشکل برای کسی

تلاش برای انجام کاری که به کسی کمک کند

چیزی را بیرون از خانه خود ببرید و آنجا بگذارید

زبان خود را از دهان بیرون بیاورید، به خصوص به عنوان یک علامت بی ادبانه برای کسی

برای حرکت دادن دست و غیره به جلو و دور از بدن

بیهوش کردن کسی قبل از عمل پزشکی

پخش یا تولید چیزی که مردم بخوانند یا گوش دهند

تلاش برای کشف اطلاعات یا نظرات با گوش دادن به مردم یا تماشای آنچه در حال رخ دادن است

اگر یک کشتی خاموش شود، شروع به حرکت می کند

اگر زنی بیرون بیاورد، با مردی رابطه جنسی دارد

Example

When she said I was interfering, I was a bit put out

She was rather put out about being described as plain

The minister was not put out by the note of impatience in Cohen’s voice

put out my cigarette and went back into the house

It took fire-fighters four hours to put out the blaze

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام