put back به انگلیسی

From Longman Dictionary

put something back phrasal verb

قرار دادن افراد یا اشیا در مکان یا موقعیتی که قبلا در آن قرار داشتند

ترتیبی دهید که یک رویداد در زمان یا تاریخ دیگری شروع شود

به تعویق انداختن یک فرآیند یا فعالیت چند هفته، ماه و غیره

وادار کردن کسی یا چیزی چیزی داشته باشد که قبلاً داشته است

برای ساخت ساعت یا ساعت نشان دادن زمان قبلی

Example

She put the saucepan back on the stove

The meeting has been put back to next Thursday

This fire could put back the opening date by several weeks

The win put a smile back on his face

The strike could put back the completion date by several weeks

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام