pump به انگلیسی

From Longman Dictionary

pump1 /pʌmp/ ●●○ noun

ماشینی برای وارد کردن یا خروج مایع یا گاز از چیزی

یک کفش سبک تخت برای رقص، ورزش، ورزش و غیره

کفش ساده زنانه بدون بند، سگک و غیره

عمل پمپاژ

pump2 ●●○ verb

برای حرکت مایع یا گاز در یک جهت خاص با استفاده از پمپ

برای آوردن منبع آب، نفت و غیره از زیر زمین به سطح

برای حرکت خیلی سریع به داخل و خارج یا بالا و پایین

برای راه اندازی یک پمپ

اگر مایعی از جایی پمپاژ کند، به طور ناگهانی به مقدار کم خارج می شود

از کسی سؤالات زیادی بپرسید تا از او اطلاعات بگیرید

Example

The leak was reportedly from a pump in the plant

The device which I call a Wurly costs no more than a standard pump to run

pressed in, remainedpumped

We were able to pump clean groundwater from several of the wells

They have not pumped up taxes; personal and corporate income taxes have remained at reasonable levels

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام