near به انگلیسی

From Longman Dictionary

near1 /nɪə $ nɪr/ ●●● S1 W1 adverb, preposition

only a short distance from a person or thing

فقط یک فاصله کوتاه از یک شخص یا چیز

خیلی زود قبل از یک زمان یا رویداد خاص

تقریباً در حال انجام کاری یا تقریباً در یک وضعیت خاص

تقریباً در یک مقدار یا سطح خاص

اگر چیزی نزدیک چیز دیگری باشد، شبیه آن است

near2 ●●● S2 W3 adjective

فقط در فاصله کوتاهی از کسی یا چیزی

یکی از اقوام که با شما بسیار نزدیک است، مانند یک والدین

برای توصیف طرف چیزی که به جایی که هستید نزدیکتر است استفاده می شود

هنگامی که در مورد قطعات یک وسیله نقلیه صحبت می شود به معنای قطعه ای است که هنگام رانندگی به کنار جاده نزدیکتر است.

near3 ●●○ verb written

برای نزدیک شدن به یک مکان

برای نزدیک شدن به قرار گرفتن در یک وضعیت خاص

برای نزدیک شدن به زمان خاصی

اگر زمانی نزدیک شود، نزدیکتر می شود و به زودی فرا می رسد

Example

Sasha grew up on a farm near Ithaca, New York

hope you can attend the meeting for which an agenda and papers will be circulated nearer the time

At least things are moving now on 2807 and we may have more news in the near future

As the deadline neared, both sides agreed to continue talking

When the temperature nears 100, pets can get overheated even when riding in air-conditioned cars

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام