entry به انگلیسی

From Longman Dictionary

en‧try /ˈentri/ ●●● S3 W2 noun (plural entries)

عمل وارد شدن به چیزی

زمانی که شخصی شروع به شرکت در یک سیستم، نوع خاصی از کار و غیره، یا مجوزی که برای انجام این کار نیاز دارد، می کند.

حق ورود به یک مکان، ساختمان و غیره

چیزی که می نویسید، می سازید، انجام می دهید و غیره به منظور تلاش و برنده شدن در یک رقابت

تعداد افراد یا چیزهایی که در یک مسابقه شرکت می کنند

یک قطعه نوشته در یک دفتر خاطرات یا در یک کتاب حاوی اطلاعاتی مانند فرهنگ لغت

عمل قرار دادن اطلاعات در رایانه

در، دروازه یا گذرگاهی که برای ورود به مکانی از آن عبور می کنید

Example

Organizers of the Lawson short story competition have received over 100,000 entries

Her entry in the “Funniest Photo Contest” won third prize

This may result either from the history of entry in each country or from government regulation

The West Court has a paved entry from the north, but by way of steps down rather than a ramp up

The entry of women into the work force was one of the most significant changes in our society

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام