direct به انگلیسی

From Longman Dictionary

di‧rect1 /dəˈrekt, ˌdaɪˈrekt◂/ ●●● S2 W1 adjective

بدون اینکه افراد، اقدامات، فرآیندها و غیره دیگری وارد شوند

بدون توقف یا تغییر جهت مستقیم از یک مکان به مکان دیگر بروید

دقیق یا کل

دقیقاً منظورتان را با روشی واضح و صادقانه گفتن

direct2 ●●● S3 W2 verb

هدف قرار دادن چیزی در یک جهت خاص یا به سمت یک فرد، گروه خاص و غیره

مسئول چیزی بودن یا کنترل آن

به بازیگران یک نمایشنامه، فیلم، یا برنامه تلویزیونی دستوراتی در مورد آنچه که باید انجام دهند، بدهد

به کسی بگوید چگونه به یک مکان برود

به کسی بگوید که چه کاری باید انجام دهد

direct3 adverb

بدون توقف یا تغییر جهت

بدون اینکه ابتدا با هیچ کس دیگری سروکار داشته باشید

Example

People were often scared of my father, who was very direct

We can get a direct flight to New York

former Thompson campaign worker, Mary Crutchfield, 30, is directing the Dole effort in that state

Top level managers direct all computer-related activities in an organization

She’s not directly involved in the selling side of the business

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام