coast به انگلیسی

From Longman Dictionary

coast1 /kəʊst $ koʊst/ ●●● S3 W2 noun

منطقه ای که زمین به دریا می رسد

coast2 verb

اگر ماشین یا دوچرخه در ساحل باشد، بدون هیچ تلاشی از جانب شما یا نیروی موتور حرکت می کند

تلاش نکردن برای انجام کاری خوب – برای نشان دادن عدم تایید استفاده می شود

بدون تلاش زیاد در کاری موفق بودن

برای حرکت در امتداد ساحل و در عین حال نزدیک به خشکی

Example

By 1914, they had set up a system of relaying messages from coast to coast

Next is the coast from La Spezia to Pisa

power station, which can operate on coal or oil, is being built on the coast near Hadera

She used to be an honor student, but now she’s just coasting

So there’s no scope to coast at all and not pick the strongest team

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام