traveller / traveler به انگلیسی
مسافر / سیاح / رهنورد
مسافر / سیاح / رهنورد
حمل و نقل عمومی
ترافیک طولانی / راهبندان
رایگان سواری کردن
سوغات / یادگاری / یادبود
خروج / عزیمت
اقامتگاه تفریحی / توسل کردن
قایقرانی / کشتیرانی / بادبان
بستن / سفت کردن / محکم کردن
خوابگاه
