carry out به انگلیسی

From Longman Dictionary

carry something ↔ out phrasal verb

برای انجام کاری که نیاز به سازماندهی و برنامه ریزی دارد

انجام کاری که گفته اید انجام خواهید داد یا کسی از شما خواسته است

غذایی که می توانید آن را از رستوران بردارید تا در جای دیگری بخورید، یا رستورانی که چنین غذایی می فروشد

Example

He came out of a side doorclutching a carry-out

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام