brief به انگلیسی

From Longman Dictionary

brief1 /briːf/ ●●● S2 W2 AWL adjective

برای مدت کوتاهی ادامه دارد

استفاده از کلمات بسیار کم یا شامل جزئیات کمی

لباس هایی که کوتاه هستند کوتاه هستند و فقط قسمت کوچکی از بدن شما را می پوشانند

brief2 ●○○ AWL noun

دستورالعمل‌های رسمی که توضیح می‌دهد شغل فرد چیست، وظایف او چیست و غیره

بیانیه کوتاه گفتاری یا کتبی که حقایقی را در مورد یک پرونده حقوقی ارائه می دهد

یک پرونده حقوقی که یک وکیل در دادگاه استدلال می کند

گزارش کوتاه در مورد چیزی

Example

His brief was to convey coal as a developing rather than a senescent industry

The architect’s brief was to design an extension which would harmonize as much as possible with the existing building

Would a seasoned brief have lost it in court so easily

The brief comprised a list of about 80 species for each chart, grouped according to pollution tolerance

For all but the simplest actions there should preferably be a written brief which is discussed by all concerned

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام