break down به انگلیسی

From Longman Dictionary

break down phrasal verb

اگر ماشین یا ماشینی خراب شود، کار نمی کند

شکست خوردن یا متوقف کردن کار به روشی موفق

اگر دری را بشکنید، آنقدر به آن ضربه می زنید که می شکند و روی زمین می افتد

تغییر یا حذف چیزی که افراد را از همکاری و داشتن رابطه موفق با یکدیگر باز می دارد

اگر ماده ای تجزیه شود یا چیزی آن را تجزیه کند، در نتیجه یک فرآیند شیمیایی تغییر می کند

نتوانید جلوی گریه خود را بگیرید، به خصوص در جمع

جدا کردن چیزی به قسمت های کوچکتر به طوری که انجام یا درک آن آسان تر باشد

Example

mechanical breakdown during the race would mean defeat

Open the door now or we’ll break it down

One, on the Great Westernbroke down at Maidenheadcoaxed beyond its limit

All the worry and anxiety had been too much for her, and she suddenly broke down in tears

If you find a piece of music hard to play, break it down into small sections and practise each one slowly

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام