blank به انگلیسی

From Longman Dictionary

blank1 /blæŋk/ ●●○ S3 adjective

بدون هیچ گونه نوشته، چاپ یا صدای ضبط شده

چهره یا نگاه خالی هیچ احساس، درک یا علاقه ای را نشان نمی دهد

blank2 noun

یک فضای خالی روی یک تکه کاغذ، جایی که قرار است کلمه یا حرفی را بنویسید

که حاوی مواد منفجره اما بدون گلوله است

blank3 verb

اگر شما خالی باشید، یا اگر ذهنتان خالی باشد، ناگهان نمی توانید چیزی را به خاطر بسپارید

نادیده گرفتن کسی که معمولاً با او سلام می کنید یا با او صحبت می کنید

Example

The children’s faces were blank with sleepiness

Nigel was installed in the office with a blank sheet of paper in front of him when Eleanor arrived

If the field is left blank, a default value will be provided and displayed

Without being able to read what Black has written, everything is a blank so far

I said hello to her in the street, but she just blanked me and carried on walking

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام