basket به انگلیسی

From Longman Dictionary

bas‧ket /ˈbɑːskɪt $ ˈbæ-/ ●●● S3 noun

ظرفی ساخته شده از قطعات نازک پلاستیک، سیم یا چوب که به هم بافته شده اند و برای حمل اشیا یا قرار دادن اشیا در آن استفاده می شود.

توری با سوراخ در پایین، متصل به یک حلقه فلزی، که از طریق آن توپ در بسکتبال پرتاب می شود.

میانگین یا ارزش کل تعدادی از کالاها یا ارزهای مختلف

بخشی از یک وب سایت، که اغلب با تصویر یک سبد نشان داده می شود، جایی که شما چیزهایی را برای خرید جمع آوری می کنید

basket

Example

She also gave her a basket, to be like Red Riding Hood in the story

To go along, grab one of the garlic knot rolls from the bread basket

Wicker waste paper baskets and bathroom sponges are guaranteed to be disintegrated at an alarming rate if left in the open

I stood on the low wall and tried to unhook the basket

He knew he must make the return crossing, as he had advertisedblindfolded and with baskets on his feet

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام