apart به انگلیسی

From Longman Dictionary

a‧part /əˈpɑːt $ -ɑːrt/ ●●● S2 W1 adverb, adjective

اگر اشیا از هم دور باشند، به هم نزدیک نیستند یا همدیگر را لمس نمی کنند

اگر چیزی از هم جدا شود، یا شما آن را جدا کنید، به قطعات مختلفی تقسیم می شود

اگر چیزها را جدا نگه دارید، آنها را از یکدیگر جدا نگه می دارید

اگر چیزها با زمان خاصی از هم فاصله داشته باشند، در یک زمان اتفاق نمی‌افتند، اما بین آنها زمان زیادی وجود دارد

اگر افراد دور از هم باشند، در یک مکان با هم نیستند یا با یکدیگر رابطه ندارند

Example

The two towns are fifteen miles apart

Since the universe began, the galaxies have gradually moved further apart

The seeds should be planted a few inches apart

The two sets of rival fans had to be kept apart by the police

Helen noticed one little boy standing apart from the rest of the group

نظرات بسته شده است.

ساخت رزومه
دانشجو
دانش‌آموز
سفارش پروژه
کافه کتاب
جستجو
زبان انگلیسی
استخدام